کد خبر : 156802 تاریخ : 1405 سه‌شنبه 10 شهريور - 17:29
آشفتگی، بی‌تدبیری و سقوط؛ چه کسی پاسخگوی نابودی مردم و مطبوعات است؟ مهدی زارعی چمه- روزنامه نگار

روزنامه‌های کاغذی یکی پس از دیگری در مسیر تعطیلی قرار گرفته‌اند و این فقط پایان فعالیت یک رسانه نیست؛ پشت تعطیلی هر روزنامه، ده‌ها شغل و صدها خانواده قرار دارند. از خبرنگار، دبیر و طراح گرافیک گرفته تا صفحه‌بند، لیتوگراف، چاپخانه و ده‌ها شغل وابسته، همگی قربانی گرانی، تحریم، سوءمدیریت و بی‌توجهی شده‌اند. امروز هم مردم زیر فشار فقر و گرانی نفس می‌کشند و هم مطبوعات مستقل در آستانه خاموشی‌اند؛ اما پرسش اصلی این است که چه کسی پاسخ‌گوی این وضعیت و آینده‌ای است که هر روز بیش از گذشته به لبه پرتگاه نزدیک می‌شود؟
تعطیلی یک روزنامه فقط خاموش شدن چند صفحه کاغذ نیست. با بسته شدن یک مؤسسه مطبوعاتی، زنجیره‌ای از مشاغل از بین می‌رود و گروهی دیگر به صف انبوه بیکاران افزوده می‌شوند. خبرنگار، صفحه‌بند، طراح گرافیک، ویراستار، لیتوگراف، کارگر چاپخانه، توزیع‌کننده و بسیاری از مشاغل وابسته، همگی از این چرخه آسیب می‌بینند. پشت هر یک از این افراد نیز خانواده‌ای قرار دارد که معیشت و آینده‌اش به ادامه فعالیت آن رسانه وابسته است.
اما در این شرایط، کسانی که سال‌ها با تندروی و شعارهای بی‌حساب، دم از جنگ و مقابله می‌زنند، باید پاسخ دهند که هزینه این سیاست‌ها را چه کسی پرداخت می‌کند؟ آیا آن‌هایی که در رفاه زندگی می‌کنند و منافعشان در شرایط بحران و تحریم کاهش نمی‌یابد، واقعاً درد مردم را می‌فهمند؟ یا هزینه تصمیم‌ها و سیاست‌هایی که نتیجه آن گرانی، تحریم و فشار اقتصادی است، فقط بر دوش مردم عادی، کارگران، کارمندان، بازنشستگان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک قرار می‌گیرد؟
چگونه می‌توان سرنوشت یک ملت و زندگی میلیون‌ها انسان را در اختیار گروهی محدود قرار داد که بدون توجه به پیامدهای اقتصادی و اجتماعی سخن می‌گویند؟ مگر انسانیت و مسئولیت اجتماعی فقط در شعار خلاصه می‌شود؟ چگونه ممکن است انسان شاهد کوچک شدن سفره مردم، افزایش فقر و گرسنگی و نابودی کسب‌وکارها باشد و همچنان نسبت به سرنوشت جامعه بی‌تفاوت بماند؟
امروز فقر و نداری فشار سنگینی بر خانواده‌ها وارد کرده است. فشار اقتصادی، اختلاف و تنش را افزایش داده و گاه نزدیک‌ترین افراد را در برابر یکدیگر قرار داده است. پدر و پسر، اعضای خانواده و حتی اقوام، زیر فشار مشکلات معیشتی دچار اختلاف و فرسودگی شده‌اند. جامعه‌ای که زیر بار مشکلات اقتصادی خرد می‌شود، مانند انسانی است که از شدت درد به خود آسیب می‌زند. امروز نشانه‌های این خودزنی اجتماعی را در افزایش ناامیدی، خشم، اختلاف و فرسودگی مردم می‌توان دید.
در این میان، مطبوعات مستقل نیز به یکی از قربانیان اصلی این وضعیت تبدیل شده‌اند.
برخی روزنامه‌ها و رسانه‌ها، به دلیل برخورداری از امکانات و ارتباط با مراکز اقتصادی و بنگاه‌های بزرگ، بخشی از هزینه‌های خود را از طریق آگهی تأمین می‌کنند. برخورداری از آگهی در شرایط برابر می‌تواند نشانه مقبولیت یک رسانه باشد، اما مسئله این است که شرایط برای همه رسانه‌ها برابر نیست. مطبوعات مستقل، که از بسیاری از امکانات و منابع محروم‌اند، باید هزینه‌های سنگین کاغذ، زینک، فیلم، مرکب، چاپ، حقوق کارکنان و توزیع را تحمل کنند و در عین حال برای حفظ استقلال خود نیز هزینه بدهند.
سؤال اینجاست که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای نجات مطبوعات مستقل چه کرده است؟
آیا مسئولان از وضعیت امروز روزنامه‌ها اطلاع دارند؟ آیا می‌دانند که افزایش قیمت کاغذ به‌تنهایی می‌تواند بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات را زمین‌گیر کند؟ آیا از افزایش هزینه زینک، فیلم، مرکب، چاپ و سایر مواد اولیه اطلاع دارند؟
امروز بسیاری از مدیران مسئول و فعالان رسانه‌ای با این پرسش روبه‌رو هستند که چگونه باید فعالیت خود را ادامه دهند. درآمدها کاهش یافته، هزینه‌ها چند برابر شده و توان ادامه کار روزبه‌روز کمتر می‌شود. در چنین شرایطی، تعدیل نیرو به یکی از تلخ‌ترین تصمیم‌هایی تبدیل شده که مدیریت یک روزنامه ناچار به اتخاذ آن می‌شود.
تعدیل نیرو یعنی بیکار شدن خبرنگاری که سال‌ها برای اطلاع‌رسانی تلاش کرده است. یعنی از دست رفتن درآمد یک صفحه‌بند، یک طراح یا یک کارگر چاپخانه. یعنی نگرانی خانواده‌ای که نمی‌داند فردای خود را چگونه تأمین کند.
آیا واقعاً مسئولان می‌دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
شفافیت و پاسخ‌گویی مدت‌هاست به مطالبه‌ای جدی در جامعه تبدیل شده، اما در حوزه مطبوعات نیز باید پاسخ‌های روشن داده شود. سیاست دولت برای تأمین و کنترل قیمت کاغذ چیست؟ چه برنامه‌ای برای جلوگیری از تعطیلی روزنامه‌ها وجود دارد؟ حمایت از مطبوعات مستقل چگونه و بر اساس چه معیارهایی انجام می‌شود؟

آنچه امروز موجب نگرانی است، فقط گرانی کاغذ نیست. مشکل اصلی، نبود یک برنامه روشن و فوری برای نجات رسانه‌هایی است که با وجود تمام دشواری‌ها، هنوز چراغ اطلاع‌رسانی مستقل را روشن نگه داشته‌اند.
فضای مجازی گسترده شده است، اما نباید فراموش کرد که بخش بزرگی از اخبار، گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌شود، محصول کار خبرنگاران و رسانه‌های حرفه‌ای است. اگر روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و مستقل نابود شود، فضای اطلاع‌رسانی نیز دیر یا زود از کمبود تحلیل، تحقیق و تولید محتوای حرفه‌ای آسیب خواهد دید.
آیا واقعاً می‌توان روزی را تصور کرد که دکه‌های روزنامه‌فروشی از روزنامه‌های مستقل خالی شوند؟
اگر آن روز برسد، دیگر اقدام‌های دیرهنگام و وعده‌های کاغذی فایده‌ای نخواهد داشت. جای خالی مطبوعات مستقل را نمی‌توان به‌سادگی پر کرد. رسانه مستقل فقط یک بنگاه اقتصادی نیست؛ بخشی از حافظه، آگاهی و نظارت اجتماعی یک جامعه است.
امروز بسیاری از روزنامه‌ها و نشریات چاره‌ای جز کاهش فعالیت، تعدیل نیرو، تعطیلی و حتی ورشکستگی ندارند. خبر افزایش پی‌درپی هزینه زینک، کاغذ، فیلم، مرکب و چاپ، زنگ خطری جدی برای آینده این صنعت است.
مسئله فقط روزنامه نیست؛ مسئله زندگی هزاران انسانی است که معیشتشان به این صنعت وابسته است.
امروز مردم زیر فشار فقر و گرانی به ستوه آمده‌اند و بسیاری از کسب‌وکارها در آستانه تعطیلی هستند. جامعه توان تحمل بحران‌های پی‌درپی را ندارد. مردم دیگر ظرفیت پرداخت هزینه تصمیم‌های اشتباه، سوءمدیریت و بی‌تدبیری را ندارند.
زمان شعار و وعده گذشته است.
امروز باید اقدامی فوری، عملی و اورژانسی برای حمایت از مردم، اشتغال و مطبوعات صورت گیرد. اگر مسئولان همچنان نسبت به این هشدارها بی‌تفاوت بمانند، فردا ممکن است برای جبران خسارت بسیار دیر باشد.
مطبوعات مستقل امروز در حال مبارزه برای بقا هستند و مردم نیز هر روز بیشتر زیر بار فشار اقتصادی خم می‌شوند.
یا باید پیش از رسیدن به نقطه بی‌بازگشت تصمیمی جدی گرفت، یا باید شاهد خاموش شدن یکی پس از دیگری رسانه‌ها، افزایش بیکاری و عمیق‌تر شدن فقر بود.
امروز زنگ خطر به صدا درآمده است؛ زنگ خطری که اگر شنیده نشود، فردا دیگر نه از روزنامه‌ای خبری خواهد بود، نه از شغلی و نه از امیدی که بتوان به آینده بست.