سهمیهبندی هوشمند همان راهی است که راهی که بسیاری از کشورها استفاده کردهاند. هر خودرو سهمیه مشخص دارد، مصرف غیرعادی شناسایی میشود، کارت سوخت بهصورت لحظهای رصد میشود و مصرف خارج از الگو با قیمت آزاد محاسبه میشود. این مدل باعث میشود مصرف واقعی مردم حفظ شود، اما مصرف قاچاقچیها گران شود. یعنی فشار روی مردم نمیافتد، اما قاچاقچیها دیگر نمیتوانند با کارتهای متعدد، بنزین ارزان جمع کنند.
از طرفی، با علم به اینکه مرزهای شرقی و غربی ایران مسیر اصلی قاچاق سوختاند باید اذعان کرد که کنترل مرزها مهم است، اما کافی نیست؛ چون وقتی اختلاف قیمت زیاد باشد، قاچاقچی راهش را پیدا میکند. پس در چنین شرایطی اقدام مؤثر در پایش لحظهای تانکرها و کامیونها با GPS است. سامانه رهگیری سوخت از پالایشگاه تا جایگاه، قطع سهمیه جایگاههای پرریسک و نظارت هوشمند بر الگوهای فروش نیز از دیگر راههای مکمل است که به جای مبارزه با قاچاق در مرز، میدان را به حلقۀ اول میکشاند.
این نکته را نیز باید در نظر گرفت که حتی اگر دولت مجبور به اصلاح قیمت باشد، باید تدریجی، مرحلهای و همراه با حمایت اجتماعی باشد؛ به گونهای که افزایش کوچک و قابلپیشبینی بوده و منجر به برهم خوردن نظم بازار و قیمت کالاهای اساسی نشود. پرداخت یارانه نقدی یا کالایی واقعی و مؤثر به دهکهای پایین از دیگر موضوعاتی است که از ایجاد تورم انتظاری و شوک قیمتی جلوگیری خواهد کرد.
حرف آخر اینکه گرانی تنها راه درمان بیمتاری ناترازی و مرض قاچاق از بنزین نیست؛ بلکه این مدیریت هوشمند مصرف، نظارت دیجیتال و اصلاح تدریجی است که میتواند قاچاق را مهار کند بدون اینکه تورم را شعلهور کند.