فولاد مبارکه، بزرگترین تولیدکننده فولاد ایران، در سالهای اخیر مسیر تحول دیجیتال خود را با تعریف و اجرای برنامهای جامع و جدی دنبال کرده است. این تحول محدود به نصب چند سیستم جدید نیست؛ بلکه شامل بازتعریف کامل فرایندهای تولید، مدیریت و زنجیره تأمین میشود و فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده سنتی به یک اکوسیستم صنعتی مبتنی بر فناوری و دادهمحور تبدیل کرده است.
از سال ۱۳۹۹، اجرای طرح «تحول دیجیتال فولاد مبارکه» با حضور معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات رونمایی شد. هدف این برنامه، افزایش بهرهوری، کاهش خطاها و ارتقای کیفیت محصولات از طریق فناوریهای نوین صنعتی اعلام شد.
یکی از مهمترین اقدامات فولاد مبارکه در مسیر تحول دیجیتال، همکاریهای راهبردی با شرکتهای فناوری مانند ایرانسل و ایریسا برای هوشمندسازی خطوط تولید است. این همکاریها شامل نصب حسگرهای صنعتی، ایجاد زیرساختهای ارتباطی مبتنی بر NB-IoT و شبکه نسل پنجم (5G) و توسعه سامانههای پایش آنلاین میشود. نتیجه این اقدامات، امکان جمعآوری یکپارچه دادهها، تحلیل بلادرنگ اطلاعات و اتخاذ تصمیمات مدیریتی سریع و دقیق در فرایندهای تولید بوده است.
نمونههای هوشمندسازی در فولاد مبارکه نشان میدهد که این رویکرد از سطح شعار فراتر رفته و به پروژههای عملیاتی قابل اندازهگیری تبدیل شده است. توسعه لجستیک هوشمند، پایش دیجیتال حمل مواد، اتصال تجهیزات به سامانههای مرکزی، و استفاده از تحلیل داده در حوزه نگهداری و تعمیرات پیشبین، باعث شده تصمیمگیریها از حالت واکنشی به رویکردی پیشنگرانه تغییر یابد. همچنین راهاندازی مرکز داده، حرکت بهسوی کارخانه متصل، تعریف پروژههایی مانند پایش هوشمند تجهیزات، خودکارسازی جرثقیلها و بهرهگیری از هوش مصنوعی در کنترل کیفیت، گامهای عملی فولاد مبارکه در مسیر تحقق کارخانه هوشمند را نشان میدهد.
تحول دیجیتال در فولاد مبارکه همچنین شامل بازمهندسی فرایندهای تولید و کنترل کیفیت است. دادههای استخراجشده از تجهیزات و خطوط تولید با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی تحلیل میشوند تا خطاها کاهش یابد و بهرهوری افزایش پیدا کند. سامانههای پایش و دادهکاوی، امکان پیشبینی خرابی تجهیزات و جلوگیری از توقفهای ناگهانی خطوط تولید را فراهم کردهاند؛ رویکردی که امروز در صنایع پیشرفته جهان بهعنوان یک استاندارد شناخته میشود.
در کنار این اقدامات، فولاد مبارکه چشمانداز بلندمدت ۲۰۳۵ خود را بر پایه تولید هوشمند و پایدار تعریف کرده است. تمرکز این چشمانداز بر هوش مصنوعی، دیجیتالسازی و تولید سبز است و هدف نهایی، عبور از الگوی کارخانه صرفاً تولیدمحور و تبدیل شدن به یک اکوسیستم صنعتی پیشرفته، هوشمند و رقابتپذیر در سطح ملی و جهانی است.

بومیسازی فناوریهای کلیدی در فولاد مبارکه: وقتی دانش ایرانی تبدیل به موتور تولید میشود
فولاد مبارکه، بزرگترین تولیدکننده فولاد ایران، سالهاست که نشان داده بومیسازی برایش فقط ساختن یک قطعه ساده نیست، بلکه یک جریان فکر، یک استراتژی زنده و یک ضرورت فناورانه است. از همان زمانی که تصمیم گرفت دیگر وابسته به فناوریهای خارجی نباشد، مسیرش را از تولید قطعات اولیه به سمت توسعه و خلق فناوریهای پیچیده کشید، و حالا نه تنها خطوط تولید خودش را با فناوریهای ایرانی تجهیز کرده، بلکه توانسته صنعت فولاد ایران را از نظر فناوری روی پای خودش بایستد.
تصور کنید خط تولیدی که پیشتر برای یک حسگر ساده به واردات وابسته بود، حالا با سامانههای لیزری طراحی شده توسط متخصصان داخلی دقیقاً همان کار را انجام میدهد؛ برش، جوش، کنترل کیفیت، همه چیز با دقتی که کمتر کسی فکرش را میکند و همه اینها بدون اینکه یک قطعه خارجی وارد شود. این فقط یک حسگر نیست، بلکه نماد استقلال فناورانه و هوشمندی در عمل است.
و بعد، تجهیزات اندازهگیری، ضخامتسنجهای دیجیتال اشعه ایکس، که قبلاً مجبور بودند از خارج خریداری شوند، حالا همه بومیاند، همه ساخته دست ایرانیها، و دقیقاً همان کاری را میکنند که نمونه خارجیاش میکرد و حتی بعضی وقتها بهتر. این یعنی کیفیت محصول بهبود یافته و وابستگی کاهش یافته، و هر واحد تولید، هر خط، مثل یک سیستم زنده و متصل به کل کارخانه عمل میکند.
فولاد مبارکه تنها به تکنولوژی اکتفا نکرده، بلکه یک زیستبوم فناوری و شرکتهای دانشبنیان ساخته است؛ از استارتاپهای کوچک تا شرکتهای تخصصی، همه در زنجیره تأمین فعالاند، همه ایدههایشان به محصول تبدیل میشود و خطوط تولید از آن بهره میبرند. وقتی به این جریان نگاه میکنید، انگار کل کارخانه یک سیستم عصبی هوشمند دارد که نه تنها تولید را کنترل میکند، بلکه رشد فناوری داخلی را هم هدایت میکند.
حتی فناوریهای راهبردی، مثل کاتالیزورهای اصلاحکننده در واحدهای مگاماژول تولید آهن اسفنجی، که قبلاً همه وابسته به واردات بودند، حالا کاملاً بومی و قابل تولید در ایران هستند، و همین باعث شده ظرفیت تولید افزایش یابد و بازده خطوط بالا برود. این فقط تکنولوژی نیست، این قدرت تبدیل علم و دانش به محصول و بهینهسازی فرایندها است.
در نهایت، فولاد مبارکه نشان میدهد که بومیسازی یعنی جریان فکر، یعنی اتصال دانش به صنعت، یعنی ایجاد استقلال فناورانه و قدرت رقابتپذیری جهانی. وقتی هر فناوری و هر ابزار کلیدی از دل متخصصان داخلی بیرون میآید و در خطوط تولید عملیاتی میشود، دیگر هیچ مرزی نمیتواند جلوی رشد و نوآوری را بگیرد. این مسیر، نه فقط توسعه کارخانه، بلکه بازتعریف جایگاه صنعت فولاد ایران در سطح جهانی است.
تحقیق و توسعه در فولاد مبارکه، مانند یک موتور پرقدرت، به کیفیت محصولات این شرکت جان میدهد. این بخش نهتنها به بهینهسازی فرایندهای تولید میپردازد، بلکه با تمرکز بر پژوهشهای بنیادی، مسیر تولید فولادهای خاص و تخصصی موردنیاز صنایع مختلف، ازجمله خودروسازی و نفت و گاز را هموار کرده است. تأکید بر بومیسازی فناوریها باعث شده بسیاری از تکنولوژیهایی که پیشتر از خارج وارد میشد، امروز به دست متخصصان داخلی طراحی و اجرا شود. نتیجه این رویکرد، بهینهسازی فرایند تولید و ارتقای چشمگیر کیفیت محصولات است؛ از سیستمهای پیشرفته اندازهگیری گرفته تا کنترل دقیق ترکیب شیمیایی فولاد، همگی حاصل کار مداوم تیمهای تحقیقاتیاند که فولاد مبارکه را بهسوی جایگاهی بالاتر در بازار جهانی هدایت میکنند.

تحقیق و توسعه؛ موتور پنهان کیفیت و هوشمندی در فولاد مبارکه
تیمهای تحقیق و توسعه فولاد مبارکه، علاوه بر بررسی فرایندها و مواد اولیه، بر نوآوری در محصولات جدید و بهرهگیری از فناوریهای نوین نیز تمرکز دارند. برای مثال، استفاده از سیستمهای هوشمند کنترل کیفیت برخط (Online Quality Control) و سامانههای پیشبینی خرابی تجهیزات یا نگهداری پیشبینانه (Predictive Maintenance)، این امکان را فراهم کرده است که محصولات با کیفیتی یکنواخت و پایدار، بدون توقف در خط تولید عرضه شوند. همین رویکرد، فولاد مبارکه را از یک تولیدکننده صرف، به بازیگری اثرگذار در رقابتهای بینالمللی تبدیل کرده است.
در سالهای اخیر، فولاد مبارکه بهصورت آرام اما پیوسته، از منطق «کارخانه بزرگ» به سمت «کارخانه هوشمند» حرکت کرده است؛ حرکتی که با راهاندازی مرکز تحول دیجیتال، همکاری با دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان، و ورود جدی هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) به فرایند تصمیمسازی آغاز شد. پایش هوشمند خطوط تولید و لجستیک، سامانههای تحلیل داده و دادههای کلان (Data Analytics و Big Data)، نگهداری پیشبینانه، و حتی توجه به ایمنی و ارگونومی نیروی انسانی با ابزارهای هوش مصنوعی، نشان میدهد داده دیگر یک محصول جانبی نیست، بلکه به قلب تولید راه یافته است. فولاد مبارکه هوشمندسازی را نه یک پروژه نمایشی، بلکه مسیری تدریجی و زیرساختمحور تعریف کرده است.
در مقیاس جهانی، فولاد مبارکه در همان مسیری گام برمیدارد که غولهای صنعت فولاد مانند پوسکو (POSCO)، تاتا استیل (Tata Steel) و آرسلورمیتال (ArcelorMittal) سالهاست دنبال میکنند؛ مسیری مبتنی بر نسل چهارم صنعت (Industry 4.0)، اینترنت اشیا (Internet of Things)، تحلیل کلانداده و هوش مصنوعی. تفاوت اصلی در عمق و بلوغ اجراست: در کارخانههای پیشرو جهان، «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin)، شبکههای گسترده اینترنت اشیا و سیستمهای تصمیمیار خودکار (Decision Support Systems) به بلوغ عملیاتی رسیدهاند و کارخانه قادر است آینده را پیشبینی کند، نه فقط گذشته را تحلیل. فولاد مبارکه هنوز در مرحله «پیادهسازی هدفمند» قرار دارد؛ نقطهای میان آزمون، توسعه و بومیسازی، اما با درکی دقیق از نقشه راه جهانی صنعت فولاد.
میتوان گفت فولاد مبارکه اکنون در نقطهای ایستاده که انتخاب کرده از «بزرگی» عبور کند و به «باهوشی» برسد؛ انتخابی که در صنعت فولاد، یک ضرورت است نه تجمل. اگر این مسیر با یکپارچگی دادهها، توسعه Digital Twin و تصمیمگیری مبتنی بر الگوریتم ادامه یابد، فاصله با استانداردهای جهانی نهتنها کم میشود، بلکه میتواند به مزیت رقابتی بومی تبدیل شود. آینده فولاد، دیگر فقط از دل کورهها بیرون نمیآید؛ از دل دادهها، مدلها و هوشی که پشت هر تن فولاد ایستاده است.
نوآوری در فولاد مبارکه، صرفاً به معنای ساخت محصول جدید یا خرید فناوری نیست؛ بیشتر شبیه تلاشی مداوم برای بازتعریف نقش یک بنگاه صنعتی در مقیاس ملی است. این شرکت با ایجاد مراکز نوآوری، صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر و اتصال هدفمند به دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان، نوآوری را از حاشیه به متن آورده است؛ جایی که ایده، پیش از آنکه روی کاغذ بماند، وارد خط تولید میشود. فولاد مبارکه تلاش کرده بهجای مصرفکننده فناوری، به شریک توسعه آن تبدیل شود و بخشی از زنجیره خلق دانش صنعتی باشد.
فولاد مبارکه؛ از محصول سخت به دانش زنده
سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه در این زمینه میگوید: امروزه تحول دیجیتال و هوش مصنوعی دیگر فقط یک شعار نیست، بلکه یکی از موضوعات جدی و راهبردی صنعت فولاد است که اگر آن را نادیده بگیریم، از رقابت جهانی عقب خواهیم ماند.
وی همچنین تاکید دارد که فولاد مبارکه در مسیر تغییر از یک بنگاه صرفاً تولیدمحور به اکوسیستم صنعتی هوشمند و پایدار گام برداشته است. برای رسیدن به این هدف، شرکت در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، تحلیل داده، نوآوری فناوری و زنجیره تأمین شفاف سرمایهگذاری کرده و با نهادهای علمی و شرکتهای دانشبنیان تفاهمنامه بسته تا ظرفیتهای نوآورانه را در دل فرایندهای عملیاتی وارد کند.

در عمل، نوآوری فولاد مبارکه خود را در چند لایه نشان میدهد: از توسعه گریدهای خاص فولادی و بومیسازی تجهیزات و مواد اولیه، تا استفاده از هوش مصنوعی در طراحی فرایند، کاهش مصرف انرژی و افزایش کیفیت محصول. نوآوری اینجا الزاماً پرسر و صدا نیست؛ گاهی در کاهش چند درصدی ضایعات، کوتاهشدن زمان تعمیرات یا پیشبینی یک توقف قبل از وقوع معنا پیدا میکند. این نوع نوآوری تدریجی اما انباشتی است؛ نوآوریای که بهمرور بهرهوری را بالا میبرد و تابآوری شرکت را در شرایط محدودیت و تحریم افزایش میدهد.
در مقایسه با شرکتهای نوآور جهانی، فولاد مبارکه هنوز در مسیر تبدیلشدن به یک «پلتفرم نوآوری صنعتی» است، نه نقطه پایان آن. در دنیا، شرکتهای فولادی بزرگ با ایجاد اکوسیستمهای باز نوآوری، استارتاپها را به بازوی توسعه خود تبدیل کردهاند و مرز میان کارخانه، آزمایشگاه و شرکت فناوری را برداشتهاند. فولاد مبارکه نیز اگر بتواند این پیوند را عمیقتر، چابکتر و بینالمللیتر کند، نوآوری برایش نه یک مزیت مقطعی، بلکه زبان مشترک آینده صنعت خواهد بود؛ زبانی که فولاد را از یک محصول سخت، به دانشی زنده تبدیل میکند.