مقدمه:
تأمین منابع مالی پایدار یکی از اساسیترین الزامات مدیریت شهری کارآمد بهشمار میرود. شهرداریها بهعنوان متولیان اصلی اداره شهرها، مسئولیت ارائه طیف گستردهای از خدمات عمومی، عمرانی و اجتماعی را بر عهده دارند؛ مسئولیتی که تحقق آن بدون برخورداری از نظام درآمدی منسجم، شفاف و پایدار امکانپذیر نخواهد بود.
در سالهای اخیر، رشد شتابان شهرنشینی، افزایش انتظارات شهروندان و گسترش وظایف شهرداریها، موجب افزایش چشمگیر هزینههای مدیریت شهری شده است. این در حالی است که ساختار درآمدی بسیاری از شهرداریها همچنان متکی بر منابع ناپایدار و کوتاه مدت است؛ موضوعی که نهتنها ثبات مالی شهرداریها را با چالش مواجه کرده، بلکه پیامدهایی منفی بر توسعه متوازن و کیفیت زندگی شهری برجای گذاشته است.
از اینرو، بررسی منابع درآمدی شهرداریها و شناسایی چالشهای پیشروی آن، ضرورتی اجتنابناپذیر در مسیر اصلاح ساختار مالی و تحقق مدیریت شهری پایدار محسوب میشود. این نوشتار میکوشد با نگاهی تحلیلی، ضمن تبیین انواع منابع درآمدی شهرداریها، به مهمترین چالشهای موجود در این حوزه بپردازد.
منابع درآمدی شهرداریها
درآمدهای پایدار:
درآمدهای پایدار شامل منابعی هستند که قابلیت پیشبینی و استمرار دارند و به ثبات مالی شهرداری کمک میکنند. مهمترین این منابع عبارتند از:
- عوارض محلی: مانند عوارض نوسازی، کسب و پیشه، خودرو و …
- بهای خدمات شهری: شامل جمعآوری پسماند، پارکینگها، حملونقل عمومی و خدمات رفاهی
- درآمد ناشی از بهرهبرداری املاک و داراییهای شهرداری
- کمکهای قانونی دولت و سایر اعتبارات مشخص
درآمدهای ناپایدار:
درآمدهای ناپایدار عمدتاً کوتاهمدت و پرریسک هستند و وابستگی بیش از حد به آنها میتواند موجب بیثباتی مالی شود. از جمله:
- فروش تراکم و تغییر کاربری اراضی
- جرایم ساختمانی
- درآمدهای کوتاهمدت ناشی از پروژههای عمرانی
چالشهای پیشروی درآمدی شهرداریها
شهرداریها برای تحقق اهداف خود با چالشهای متعددی مواجهاند که مهمترین آنها عبارتند از:
- ناپایداری منابع درآمدی و عدم تناسب با هزینهها:
رشد جمعیت و افزایش وظایف شهرداری، هزینهها را بالا برده است، در حالی که درآمدها اغلب کوتاهمدت و ناکافیاند.
- ضعف در نظام وصول و کاهش تحقق درآمدها:
فرار از پرداخت عوارض و عدم یکپارچگی سامانههای مالی، مانع از تحقق منابع پیشبینیشده میشود.
- نبود شفافیت مالی و کاهش اعتماد شهروندان:
عدم شفافیت باعث کاهش مشارکت مالی مردم و کاهش اعتماد عمومی به شهرداری میگردد.
واقعیت آن است که چالش اصلی شهرداریها صرفاً کمبود منابع مالی نیست، بلکه ضعف در مدیریت کارآمد و پایش دقیق منابع موجود است. بسیاری از درآمدهای جاری و پایدار شهرداریها به دلیل نبود نظام شفافیت مالی، برنامهریزی مبتنی بر اولویتها و ارزیابی عملکرد، بهصورت ناکارآمد مصرف میشوند و این امر موجب اتلاف منابع و افزایش هزینههای غیرضروری میگردد.
بنابراین، پیش از هر اقدام برای ایجاد منابع جدید، شهرداریها باید یک ساختار مدیریتی مبتنی بر شفافیت، بودجهریزی برنامهمحور و ارزیابی مستمر عملکرد درآمدها ایجاد کنند. در غیر این صورت، هر گونه تلاش برای افزایش درآمد، صرفاً منجر به رشد هزینهها و عدم تحقق اهداف توسعه پایدار شهری خواهد شد.
حال با این رویکرد باید یک راهکار عملی در راستای اصلاحات بنیادین مدیریتی در نظر گرفت:
اصلاحات بنیادین مدیریتی، به معنای تغییرات ساختاری و فرایندی است که امکان مدیریت مؤثر، پایدار و پاسخگو منابع مالی و پروژههای شهری را فراهم میآورد. این اصلاحات نه صرفاً شامل افزایش درآمد، بلکه شامل بهبود فرایندها، شفافیت، برنامهریزی و نظارت مستمر است و پایه و اساس توسعه پایدار شهری را تشکیل میدهد.
مهمترین محورهای اصلاحات بنیادین:
- شفافیت و پاسخگویی مالی:
- ایجاد سامانههای مالی یکپارچه برای ثبت و گزارشگیری تمامی درآمدها و هزینهها
- انتشار دورهای گزارشهای شفاف برای شهروندان و نهادهای نظارتی
- افزایش اعتماد عمومی و کاهش ریسک فساد و سوءاستفاده
- برنامهریزی و بودجهریزی مبتنی بر اولویتها:
- تدوین بودجههای سالانه بر اساس نیازهای واقعی شهر و اولویتهای توسعهای
- تخصیص منابع به پروژههای استراتژیک و کاهش هزینههای غیرضروری
- پایش عملکرد و اصلاح مستمر:
- تعیین شاخصهای عملکرد مالی و عملیاتی برای هر پروژه و بخش
- ارزیابی منظم و اصلاح سریع فرایندها بر اساس دادههای واقعی
4- تقویت منابع پایدار و کاهش وابستگی به درآمدهای ناپایدار
- افزایش سهم درآمدهای پایدار مانند عوارض، خدمات شهری و بهرهبرداری از داراییها
- کاهش اتکا به درآمدهای کوتاهمدت و پرریسک
- - مشارکت شهروندان و بخش خصوصی:
- ایجاد مکانیزمهای مشارکت مالی و سرمایهگذاری خرد برای پروژههای شهری
- جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی با هدف توسعه پایدار شهری
اجرای این اصلاحات، شهرداری را قادر میسازد. نه تنها منابع موجود را به بهترین نحو مدیریت کند، بلکه امکان برنامهریزی بلندمدت، کاهش ریسک مالی و ارتقای کیفیت خدمات شهری را نیز فراهم آورد.
وقتی اصلاحات بنیادین اجرا شود، شهرداری میتواند هم منابع موجود را بهینه مدیریت کند، هم برنامههای بلند مدت عمرانی و خدماتی را به شکل پایدار و پاسخگو اجرا کند.
این اصلاحات، شهر را آماده آیندهنگری، کاهش بحرانهای مالی و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان میکند.